تبليغاتX
afroundblogfa

دیروز به اتفاق همکاران دفتر بافت از عمارت تاریخی ""خانه سرهنگ ایرج "تهران بازدید کردیم.تازه چند روز قبل بود که همکارانمون تونسته بودن ورودی بنا رو از خاک و آشغال و زباله که به لطف عشق و علاقه وافر همسایه ها و برخی !ساکنان فرهنگ دوست(بقول مشهدی ها: ورچپه!) محله تا.... پرشده بود باز کنن و امروز توفیق پیدا کنیم از بنای تاریخی بازدید کنیم.

وضعیت موجود اسفناک بود.اونجا به لونه معتادان تبدیل شده بود طوریکه حتی برای ما هم بعنوان متولیان امر ناامن و حتی خطرناک بود... .بگذریم:

خانه سرهنگ ایرج که پارسال به تملک سازمان در اومده عمارتی بسیار بزرگ با ۵ حیاط و چندین اتاق تودرتو و... است. بعد از بازدید فورا" با معاون سازمان صحبت کردم که با توجه به تخصیص اعتبار یکی از کارشناسان رو به عنوان مسئول و ناظر پروژه معرفی کنیم که ضمن تایید تسریع در کارمورد تاکید قرار گرفت. مطمئن هستم که مرمت این بنای ارزشمند تاریخی این محله را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

+ نوشته شده توسط قدير افروند در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 و ساعت 12:9 |

            الان که من این ایمیل رو از طریق یکی از دوستان دریافت کردم فقط۳۴۰۶۳۹نفر امضا کردن! ای وای بر من ما را چه شده؟! یعنی اینقدر حس ایرانیت و ملی پرستی در وجود ما ایرانی ها سست شده؟ ایرانی کجایی؟!!!!!! متاسفم اما اگه نجنبی فردا خواهی شنید که عید نوروز سر از کشور های همسایه در آورده و من و تو مجبور خواهیم شد به دنبال اعیاد عربی دور سال بچرخیم و آخرشم نفهمیم بالاخره تولد خودمون یا بچمون رو چه روز ثابتی از سال بگیریم و کل عمرمون رو حیران و سرگردان باشیم!!!!!!

خیلی مهم مهم

 
          نظر سنجي سازمان ملل در مورد درج نوروز در تقويم بين المللي به عنوان يک روز جهاني تا الان فقط حدود 3۵0هزار نفر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ثبت شده، سريع اقدام کنيد و به ديگران هم ياد آوري کنيد. 
  براي ثبت نوروز در تقويم سازمان ملل امضا نماييد  
 

 
http://www.petitiononline.com/Norouz/
 
 
   براي ديگران هم بفرستيد.   Persian New Year in U.N Calender, Please sign, and send it to others to sign too
 
+ نوشته شده توسط قدير افروند در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 10:1 |

         از دیروز دفتر بافت تاریخی تهران با حضور ۴ کارشناس و ۱۰ نیروی مراقب آثار تاریخی یگان حفاظت میراث فرهنگی در محل خانه امام جمعه(واقع در خیابان ناصر خسرو)راه اندازی شد.البته با توجه به اینکه هنوز کارپیمانکار مرمت عمارت تاریخی مذکور به پایان نرسیده یکی دو هفته شاید طول بکشد تا دفتر بافت بتواند جایگاه لازم افتتاح یک واحد اداری را پیدا بکند.

         با این حال بنظر همه ما و شخص معاون میراث فرهنگی سازمان استان تهران راه انداز ی این دفتر گامی به جلو برای حضور جدی اداری و کارشناسی سازمان در دل بافت تاریخی تهران است . چرا که بعد از ادغام سازمان میراث فرهنگی و ایرانگردی و جهانگردی سابق و انتقال ساختمان سازمان استان به پاسداران (و البته از اول امسال به خیابان ویلا) سازمان حضور شایسته و بایسته ای در این منطقه تاریخی نداشت و البته به علاوه برخی دلایل و عوامل دیگر باعث شد سالها هرکاری که قابل تصور بود ! از طرف مالکان و کسبه و نیز شهرداری در این محدوده تاریخی اتفاق بیافتد. با این حال بنظر میرسد به مصداق مثل معروف که: ماهی را هروقت از آب بگیری تازه س یا جلو ضرر رو از هر جا بگیری منفعته! باید به این اقدام سازمان امیدوار بود تا چه هنری از عهده این کارشناسان دفتر بافت تاریخی تهران برآید!!.

+ نوشته شده توسط قدير افروند در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 9:39 |

   این یکی ار بینهایت سنت ها و آیین های اجتماعی غربی هاست! ماهم آیین ها و جشن های فراوانی داشتیم که اکثر اونها یا فراموش یا از این رو به اون رو شدن! خلاصه تقریبا بی خاصیت بی خاصیت!! خوب این هم هنریه که هر ملتی نداره!!!!مطالب زیر عینا از ویکی پدیا برگزیده شده برای شما دوستان: 

هالووین (هالوئین و هالوین هم نوشته شده) یکی از جشنهای سنتی مغرب‌زمین است که مراسم آن در شب ۳۱ اکتبر برگزار می‌شود. در آن شب معمولاً کودکان لباس‌های عجیب و غیرمرسوم میپوشند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. جشن هالووین بیشتر در کشورهای آمریکا، ایرلند، اسکاتلند و کانادا مرسوم است. این جشن را مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند.

یکی از نمادهای هالووین یک کدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم به صورتی ترسناک درآورده شده و با روشن کردن شمع در درون کدوتنبل به آن جلوه‌ای ترسناک داده می‌شود.

[ویرایش] تاریخچه

جشن هالووین که از دوهزار سال قبل تاکنون در چنین روزی میان غربیان برگزار می‌شود، بیان کننده اعتقاد پیشینیان آنان به جهان آخرت است. آخرین روز ماه اکتبر (نهم آبان ماه) زمان برگزاری یکی از جشن‌های مذهبی در کشورهای اروپایی و آمریکایی است که به نام هالووین (Halloween) یعنی روز همه مقدسین معروف است. بنیانگذاران این جشن قوم سلتی بودند که سال‌ها پیش از میلاد مسیح در ایرلند و شمال فرانسه زندگی می‌کردند. به روایت این قوم آغاز سال میلادی اول نوامبر است و با این اعتقاد آخرین شب سال یعنی سی و یکم اکتبر را زمان یادآوری از ارواح درگذشتگان قرار دادند و به این ترتیب جشنی برپا می‌کردند، همگی دور هم جمع می‌شدند، آتش می‌افروختند، قربانی می‌کردند و هر کس هر غذایی داشت با دیگران قسمت می‌کرد و همگی بر سر یک سفره می‌نشستند چراکه بر این باور بودند که در این شب راه میان دو جهان باز می‌شود و ارواح درگذشتگان‌شان نیز در این جمع حاضر می‌شوند و ارتزاق می‌کنند؛ پس کسانی که با سخاوت بیشتری در این جشن شرکت می‌کردند مورد شفاعت درگذشتگان نزد خداوند قرار گرفته و تا پایان آن سال از گزند بدی‌ها و بلاها در امان می‌ماندند.

از دیگر مراسمی که در این بخش برگزار می‌شد که البته هر کدام بعدها تغییر کرده و به شکلی کاملاً دگرگون درآمد، می‌توان به این موارد اشاره کرد: پوشیدن لباس‌هایی از پوست سر حیوانات، پیشگویی توسط کشیشان، خوردن سیب که سمبل پومانا (خدای میوه و درخت) بود و بردن باقی مانده‌های آتش و خاکستر به خانه‌ها با این نیت که آنها را از بدی‌ها و از سرمای زمستانی که در پیش بود در امان بدارد. در انتها کشیش‌ها با شب زنده‌داری، دعا و نماز آخرین شب سال را به پایان برده و ارواح مقدس را از برزخ به بهشت رهمنون می‌کردند. پس از گذشت سالیان دراز و با حمله رومی‌ها به این منطقه آیین‌ هالووین دچار تغییراتی شد که ورود مسیحیان کریستین به این سرزمین و اختلاط عقاید آنها به یکدیگر در این تغییرات بی‌تأثیر نبود تا آنجا که کم‌کم «شب همه مقدسین» دیگر تنها متعلق به ارواح پاک نبود بلکه شیاطین و ارواح خبیثه را نیز در این جشن حاضر می‌دانستند. از این رو برخی از مردم در جشن هالووین لباس‌های عجیب و ترسناک می‌پوشیدند تا در برابر ارواح گناهکار ایستادگی کنند و به شکلی نمادین آنها را ترسانده و از میان خود برانند. رفته رفته با شکل گیری زندگی شهری، کشاورزان تنها قشری شدند که مصرانه این جشن را برگزار می‌کردند و برای آن به در خانه‌ها می‌رفتند و طلب غذا و خوراک برای پذیرایی در جشن می‌کردند. در همین دوران موضوع تریت (رفتار نیک: treat) و تریک (حیله و نیرنگ: trick) پیش آمد، به این صورت که اگر کسی سخاوت به خرج می‌داد و چیزهای بیشتری به هالووین اهدا می‌کرد برای او یک کار نیک انجام می‌دادند و هر کس کالا یا خوراک قابل توجهی نمی‌داد او را به سخره و بازی می‌گرفتند. اوایل سده ۱۹ بسیاری از ایرلندی‌ها به آمریکا مهاجرت کردند و به این ترتیب بسیاری از آیین‌ها و اعتقاداتشان بار دیگر دچار تغییر و تحول شد به عنوان مثال آمریکایی‌ها حضور شیاطین و ارواح گناهکار در هالووین را بیشتر مورد استقبال قرار دادند و بیشتر سمبل‌هایی که برای آن در نظر گرفتند ترسناک و خشن بود تا آنجا که شرارت و شیطنت در این شب کاملاً عادی و معمولی به نظر می‌رسید. گاه پیش می‌آمد که راه مردم را می‌بستند، به در خانه‌ها سبزی و میوه پرتاب می‌کردند، با سنگ و کلوخ دودکش‌ خانه‌ها را مسدود می‌کردند و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار می‌دادند با این عنوان که این اتفاقات ناشی از حضور ارواح موذی و شیاطین است و آنها هستند که مرم را «تحریک» می‌کنند. این اعمال باعث شد برگزاری هالووین در آمریکا برای مدتی متوقف و مسکوت بماند و پس از آن برای اولین بار به طور رسمی در سال ۱۹۲۰ به شکلی متعادل در آمریکا، هالووین جشن گرفته و به عنوان یک روز مذهبی شناخته شد. هر چند که باز هم این مراسم با آنچه در ذهن و نیت پدیدآورندگان قدیمی آن بود بسیار متفاوت برگزار شد.

هالووین در کشورهایی چون ایرلند و اسکاتلند همچنان یکی از روزهای مذهبی و محترم به شمار می‌رود و با برگزاری این جشن کم‌کم به استقبال کریسمس و میلاد حضرت عیسی می‌روند.

+ نوشته شده توسط قدير افروند در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت 16:4 |

      سایت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان خراسان رضوی روز سه شنبه 21 مهر 1388خبر ی شنیدنی و البته دیدنی تر از ولایت ما "درگز" را ارائه کرده است که عینا" نقل قول میشود.لازم بذکر است کشف این شهر اشکانی پس از شناسایی مجموعه مذهبی بندیان درگز و کاوش های باستانشناسی مربوط نشان از اهمیت و اعتبار تاریخی و مدنیت و تمدن و فرهنگ باشکوه منطقه در گذشته -برخلاف مهجوریت و مظلومیت فعلی- دارد.اهمیت باستانشناختی منطقه درگز اجمالا" در مقاله" بررسی باستانشناختی دشت درگز" نوشته باستانشناسان امریکایی فیلیپ کهل و دنیس هسکل معرفی شده است(ترجمه اینجانب در فصلنامه "خراسان پژوهی"مرکز خراسان شناسی سابق سال ۱۳۷۹) :

 

"کشف یک شهر پارتی در استان خراسان رضوی" 

20 مهر 1388 - رییس میراث فرهنگی ، سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی گفت : در پی گمانه زنی و تعیین حریم یکی از تپه های تاریخی استان خراسان رضوی بقایای یک شهر پارتی در شهرستان درگز شناسایی شد .

به گزارش روابط عمومی این سازمان محسن لشگری ضمن اعلام خبر فوق افزود : طول این شهر 1300 متر عرض آن در ضلع شمال شرقی 150 متر و در ضلع جنوب غربی 450 متر است .

وی مصالح به کار رفته در ساخت این شهر را خشت و کاهگل عنوان کرد و افزود : آثار معماری نمایان شده در گمانه ها موید این است که در این محوطه تاریخی با یک شهر از پیش طراحی شده روبرو هستیم .

وی خاطر نشان کرد : هیات باستان شناسی خراسان در طول 45 روز موفق گردید حصار پیرامون شهر را در چهار ضلع شهر گمانه زنی و ردیابی نماید.

در ادامه حمید رضا نیک پور سرپرست معاونت میراث فرهنگی این سازمان گفت : بدست آمدن آجرهای تزئینی با نقوش برجسته گیاهی و حیوانی گواه این مطلب است که این شهر دارای بناهای با شکوهی مانند کاخ و نیایشگاه بوده است.

وی افزود : سفالهای بدست آمده در این گمانه زنی که حجم بسیاری را به خود اختصاص داده از دیگر یافته های مهم این گمانه زنی بود بطوری که تعداد 12 قطعه درسفالینه از میان آنها قطعه یابی ،وصالی و مرمت گردید.

سرپرست معاونت میراث فرهنگی در ادامه افزود : این ظرف شامل خمره ، کوزه ، تنگ ، سبو، بشقاب ، ظروف آبریز منقاری ، ظرف میثاق و ظروف متنوع نوع آشپزخانه می باشد.

وی تصریح کرد : در این میان سفالهای خاص دوره اشکانی از قبیل سفالهای جلینگی و سفالهای نازک پوست تخم مرغی نیز دیده می شود.

وی خاطر نشان کرد : با توجه با سفالهای بدست آمده و دیگر داده های باستان شناختی حاصل از گمانه ها، تاریخی که برای این شهر می توان پیشنهاد کرد فاصله زمانی قرن چهارم پیش از میلاد تا دوره ساسانی بوده است.

وی گفت : بررسی متون تاریخی و مرور نظرات مورخین در تعیین تاریخ و حتی بافت نام این شهر شاید خالی از فایده نباشد بطوری که ژویستن مورخ رومی از شهری به نام دارا نام می برد که توسط تیرداد بنیان گذاری شده است .

وی خاطر نشان کرد : با توجه به این مستندات احتمال می رود این شهر همان شهر دارا یا داراگرد باشد.

نیکپور در پایان متذکر شد : کاوش های باستان شناسی در آینده قطعاً مدارک لازم را در رد یا قبول نظرات در اختیار ما قرار خواهد داد.

+ نوشته شده توسط قدير افروند در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت 12:35 |

دوست و همولایتی خوب من محمد زیدانلو امروز از وبلاگم بازدید کرده و وبلاگ خودش 1000masjedرا  معرفی کرده . عکسهای وبلاگ رو که دیدم حیفم اومد به شما عزیزان پیشنهاد بازدید از اون رو ندم. کاش میتونستم شما عزیزان رو به یک "فتیر مسکه" (اعیونی ترین پیشنهاد یک کرمانج لاین برای پذیرائی از میهمان بهاره خود!) و بعدش هم دوغ طبیعی و خوشمزه هزار مسجد و یا یک صبحونه بی نظیر " کره محلی - پنیر لاین - مربای تمشک و روغن زرد و... هزارمسجدی تعارف میکردم!

 عکس های وبلاگ ایشون رو که ببینید مطمئن هستم این همه ذوق و اشتیاق اشکار من رو در تعریف و تمجید از هزارمسجد خراسان تایید می فرمایید.اشتباه نکنید این عکس ها هیچ ارتباطی با جنگل های شمال و ... ندارند !!!!!!!!!! .

+ نوشته شده توسط قدير افروند در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 10:40 |
عینا" از سایت ایران - مالزی(با مرجع خبری: ایسنا):

معاون حفظ، احيا و ثبت آثار تاريخي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ايران‌شناسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اعلام كرد: پرونده‌ي نوروز در فهرست ميراث معنوی جهاني ثبت شد.

مسعود علويان‌صدر كه در اجلاس ميراث معنوی يونسكو در ابوظبي امارات شركت كرده است، در اين‌باره گفت: پس از مطرح شدن پرونده‌ي نوروز به‌عنوان يك اثر مشترك از سوي كشورهاي ايران، جمهوري آذربايجان، هند، قزاقستان، ازبكستان، پاكستان و تركيه به‌عنوان سومين اثر در فهرست ميراث معنوی جهاني ثبت شد.

به گفته‌ي وی، اين پرونده پس از مطرح شدن و پيش از اين‌كه فرصتي براي اعتراض بيابد، با تشويق حضار تأييد شد.

او همچنين اضافه كرد: دو اثر ديگري كه در فهرست ميراث م

عنوی جهاني ثبت شده‌اند، «موسيقي عاشيق‌لار» از جمهوري آذربايجان و «رقص تانگو» از كشور آرژانتين بودند .

در كنوانسيون ميراث معنوي يا "ناملموس" به رفتارها، شيوه‌هاي ارائه، نمودها، دانش‌ها، مهارت‌ها، وسايل و اشيا، مصنوعات دستي و فضاهاي فرهنگي مرتبط با آن‌ها پرداخته مي‌شود كه نسل‌به‌نسل توسط جوامع، گروه‌ها و برخي افراد منتقل شده‌اند و در برخي موارد نيز افراد در پاسخ به محيط، طبيعت و تاريخ آن‌ها را دوباره خلق مي‌كنند.

تا كنون 114 كشور عضو كنوانسيون ميراث معنوی يونسكو شده‌اند. اين كنوانسيون در سال 2003 ميلادي  با هدف حفاطت از ميراث ناملموس به تصويب رسيد.  

ادامه عینا" از خبرگزاري ميراث فرهنگي - گردشگري CHN:       

        در فهرست ميراث معنوي جهاني يونسكو  نام 70 كشور ديده مي‌شود كه عبارتند از: آلباني، الجزاير، ارمنستان، آذربايجان، بنگلادش، بلژيك، بليز، بنين، بوتان، بوليوي، برزيل، بلغارستان، كامبوج، جمهوري آفريقاي مركزي، چين، كلمبيا، كاستاريكا، ساحل عاج، كوبا، جمهوري چك، جمهوري دمنيكن، اكوادور، مصر، استوني، فرانسه، گامبيا، گرجستان، گواتمالا، گينه، هندوراس، هند، اندونزي، عراق، ايتاليا، جامائيكا، ژاپن، اردن، قرقيزستان، لاتويا، ليتواني، ماداگاسكار، مالاوي، مالزي، مالي، مكزيك، مغولستان، مراكش، موزامبيك، نيكاراگوئه، نيجريه، فلسطين، پرو، فيليپين، جمهوري كره، روماني، فدراسيون روسيه، سنگال، اسلواكي، اسپانيا، تاجيكستان، توگو، تونگا، تركيه، اوگاندا، ازبكستان، وانواتو، ويتنام، يمن، زامبيا، زيمبابوه.در اين ميان چين با ثبت 4 اثر، بيش‌ترين ميراث معنوي جهاني را در فهرست يونسكو به ثبت رسانده است. تاكنون نيز 90 اثر مختلف به عنوان ميراث معنوي جهاني در فهرست يونسكو ديده مي‌شوند كه موضوعات آن‌ها مربوط مي‌شود به: رقص، موسيقي و آلات موسيقي، آواز و سرود، زبان، سنت‌ها، اشعار حماسي، مراسم مذهبي، فضاهاي فرهنگي، هنرها و پيشه‌ها، ميراث فرهنگي شفاهي، فستيوال‌ها، نمايش‌هاي سنتي و عروسكي، انواع تئاتر، جلوه‌هاي قصه‌گويي و داستان‌سرايي، فال‌گيري و غيب‌گويي، گردهمايي‌ها، دانش و هنرهاي منحصر به فرد 

هنگامي‌كه به فهرست يونسكو نظر مي‌كنيم متوجه مي‌شويم كشوري به كوچكي «جمهوري دومنيكن» تاكنون دو ميراث معنوي جهاني به ثبت رسانده و كشوري به ناشناسي «توگو» هم يك ميراث معنوي جهاني ثبت كرده‌ است. در ميان كشورهايي كه ميراث معنوي مشترك ثبت كرده‌اند، حداكثر تعداد چهار كشور با هم ديده مي‌شوند كه متعلق است به كشورهاي نيكاراگوئه، بليز، گواتمالا و هندوراس. با اين‌كه ايران تاكنون هيچ اثري را به ثبت ميراث معنوي جهاني نرسانده، خبرها حاكي از آن بود كه كشورمان براي ثبت «نوروز» قرار است با 9 كشور ديگر پرونده‌ي مشترك داشته باشد. از طرفي با توجه به موضوعاتي كه در ميراث معنوي جهاني به ثبت رسيده‌اند، ظرفيت‌هاي ايران را مي‌توانيم حدس بزنيم. از نوروز و موسيقي و آلات موسيقي ايراني كه بگذريم، مي‌توانيم به سياه بازي و نقالي و تعزيه و مراسم قالي‌شوران و فضاهاي فرهنگي متعلق به عشاير و فال حافظ و هنرهاي دستي و سنت‌هاي ديرينه مربوط به زرتشتيان و ديگر اقليت‌هاي مذهبي و ... اشاره كنيم كه متاسفانه به آن‌ها توجه‌اي درخور نمي‌شود.

بد نيست بدانيم كه پيش‌بيني سازمان‌هايي كه در رابطه با صنعت گردشگري فعاليت مي‌كنند اين است كه در آينده‌ي نزديك، گردشگري به جشنواره‌ها و فستيوال‌ها بيش‌تر تكيه مي‌كند و گردشگران اين‌بار نه براي ديدار از بناها بلكه براي شركت در مراسم و كارناول‌ها به مقاصد مورد نظرشان سفر مي‌كنند. شعار سال 2009 سازمان جهاني گردشگري هم مبتني بر گوناگوني اقوام و بزرگداشت آن‌هاست. از اين روي نه تنها ثبت ميراث معنوي جهاني بسيار حائز اهميت است، بلكه عقب ماندن از اين قافله وضعيت گردشگري ما را بدتر از اين كه هست، خواهد كرد.

اكنون براي اين‌كه بدانيم ميراث معنوي جهاني كشورهايي كه در فهرست يونسكو قرار دارند چه موضوعاتي است، به آن‌ها اشاره مي‌كنيم:
زيمبابوه: نوعي رقص، زامبيا: 1- آيين و مراسم ديني سري كه با رقص همراه است (به همراه مالاوي و موزامبيك)، 2- تشريفات مذهبي براي پسران بين 8 تا 12 ساله، يمن: ترانه‌اي به نام «ترانه‌ي صنعا»، ويتنام: 1- يك نوع ساز ضربي به همراه اعتقادات مربوط به آن، 2- يك مراسم موسيقيايي، وانواتو: طراحي بر روي ماسه به عنوان يك آيين مذهبي، ازبكستان: 1- فضاي فرهنگي ناحيه‌ي بويسون، 2- موسيقي شش مقام (به همراه تاجيكستان)، اوگاندا: نوعي هنر-صنعت، تركيه: 1- مراسم رقص سما، 2- هنر قصه سرايي براي عموم مردم ( شبيه نقالي ما ايرانيان)، تونگا: رقص و موسيقي، توگو (به همراه بنين و نيجريه): ميراث شفاهي مراسم تكريم و ستايش، اسپانيا: 1- يك فستيوال مردمي كه ريشه‌اش به قرون وسطي برمي‌گردد، 2- نمايش موزيكال مقدس، اسلواكي: يك وسيله موسيقي به همراه موسيقي آن كه به طور سنتي توسط چوپانان اسلواكي نواخته مي‌شود، سنگال (به همراه گامبيا): يك نوع آيين و تشريفات مذهبي بومي، فدراسيون روسيه: 1- اشعار و هنر حماسي مردم ترك و جغتايي، 2-  فضاي فرهنگي و فرهنگ شفاهي Semeiskie، روماني: يك نوع رقص به عنوان آيين مذهبي، جمهوري كره: 1- تشريفات مذهبي سلطنتي اجدادي كره‌اي‌ها كه در معبد Jongmyo در شهر سئول به همراه موسيقي برگزار مي‌شود، 2- سرود حماسي Pansori، 3- يك نوع فستيوال كه ساليانه برگزار مي‌شود، فيليپين: 1- سنت شفاهي و سرود Hudhud، 2- يك آواز حماسي قديمي، پرو: سنت شفاهي و جلوه‌ي فرهنگي بخشي از مردم كشور پرو (منطقه زاپارا) كه در جنگل‌هاي آمازون زندگي مي‌كنند (به همراه اكوادور)، 2- هنر پارچه بافي مردم يكي از جزاير پرو، فلسطين: جلوه‌هاي قصه‌گويي زنان فلسطيني كه به «حكايت» مشهور است، نيجريه: 1- ميراث شفاهي مراسم تكريم و ستايش (به همراه بنين و توگو)، 2- سيستم فال‌گيري و غيب‌گويي، نيكاراگوئه: 1- زبان، رقص و موسيقي مردم سواحل آتلانتيك (به همراه بليز، گواتمالا، هندوراس)، 2- يك نوع نمايش معترضانه و هزل‌‌گونه عليه قوانين مستعمراتي، موزامبيك: 1- آيين و مراسم ديني سري كه با رقص همراه است (به همراه مالاوي و زامبيا)، 2- موسيق اركستر جوامع چوپي، مراكش: 1- «موسم تن‌تن» كه نوعي گردهمايي قبايل جنوب مراكش و شمال آفريقا با كاركردهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است، 2- فضاي فرهنگي ميدان Jemaa el-Fna، مغولستان: 1- فولكلور سنتي (به همراه چين)، 2- موسيقي سنتي عشاير مغولي، مكزيك: جشن و سرور بومي مختص به مرگ، مالي: يك فضاي فرهنگي و فستيوال‌ مربوط به آن، مالزي: تئاتر باستاني Mak Yong كه از دوران گذشته با اهداف مذهبي اجرا مي‌شده است، مالاوي: 1- يك نوع رقص، 2- آيين و مراسم ديني سري كه با رقص همراه است (به همراه زامبيا و موزامبيك)، ماداگاسكار: دانش و هنر منحصر به فرد نجاري و صنعت چوب جوامع Zafimaniry، ليتواني: 1- جشن‌هاي به همراه رقص و موسيقي Baltic (به همراه استوني و لاتويا)، 2- مراسم مذهبي ساخت صليب و محراب و سمبل‌هاي مربوط به آن، لاتويا: جشن‌هاي به همراه رقص و موسيقي Baltic (به همراه استوني و ليتواني)، قرقيزستان: قصه‌گويي حماسي عشاير قرقيز، اردن: فضاي فرهنگي عشاير، ژاپن: 1- تئاتر Nôgaku، 2- تئاتر عروسكي Ningyo Johruri Bunraku، 3- تئاتر مشهور كابوكي Kabuki، جامائيكا: محل زندگي و فرهنگ جوامع خودمختار Maroon، ايتاليا: 1- تئاتر عروسكي سيسيلي، 2- آوازهاي چوپاني معروف به Canto a tenore، عراق: موسيقي سنتي كلاسيك با عنوان مقام عراقي، اندونزي: 1- تئاتر عروسكي Wayang، 2- خنجر مردم اندونزي كه هم يك سلاح و هم يك وسيله روحاني قلمداد مي‌شود و به آن قدرت‌هاي جادويي را نسبت مي‌دهند، هند: 1- سنت مناجات و سرودخواني اشعار سانسكريت فلسفي، اسطوره‌اي و مذهبي ودايي، 2- اجراي نمايش سنتي رامايانهف 3- تئاتر سانسكريت Kutiyattam، هندوراس: زبان، رقص و موسيقي مردم سواحل آتلانتيك (به همراه بليز، گواتمالا، نيكاراگوئه)، گينه: فضاي فرهنگي Sosso- Bala، گواتمالا: 1- يك نوع نمايش سنتي به همراه رقص، 2- زبان، رقص و موسيقي مردم سواحل آتلانتيك (به همراه بليز، هندوراس، نيكاراگوئه)، گرجستان: آوازخواني چند صدايي گرجستاني، گامبيا (به همراه سنگال): يك نوع آيين و تشريفات مذهبي بومي، فرانسه (به همراه بلژيك): سرودهاي دسته جمعي سنتي به همراه پيكرك‌هايي از غول‌ها و اژدها‌، استوني: 1- فضاي فرهنگي جزيره‌ي كوچك Kihnu، 2- جشن‌هاي به همراه رقص و موسيقي Baltic (به همراه لاتويا و ليتواني)، مصر: يك نوع شعر حماسي، اكوادور (به همراه پرو): سنت شفاهي و جلوه‌ي فرهنگي بخشي از مردم كشور اكوادور (منطقه زاپارا) كه در جنگل‌هاي آمازون زندگي مي‌كنند، جمهوري دومنيكن: 1- فضاي فرهنگي و فستيوال مردمي رقص و موسيقي براي انجمن برادري 2- تئاتر سنتي به همراه رقص به نام Cocolo، جمهوري چك: نوعي رقص به نام Slovácko verb?nk، كوبا: رقص و موسيقي طبلي Tumba، ساحل عاج: موسيقي مربوط به جوامع Tagbana، كاستاريكا: سنت‌ها و پيشه‌هاي مربوط به گاوچرانان، كلمبيا: 1- فضاي فرهنگي Palenque de San Basilio، 2- كارناول رقص و موسيقي Barranquilla، چين: 1- فولكلور سنتي (به همراه مغولستان)، 2- Xinjiang Uyghur Muqam كه شامل موسيقي كلاسيك، رقص و آواز‌هاي بومي است، 3- نوعي وسيله موسيقي چيني به همراه موسيقي آن، 4- اپراي Kun Qu كه در زمان سلسله‌ي «مينگ» گسترش يافت، جمهوري آفريقاي مركزي: يك نوع سرود دسته جمعي و چند صدايي، كامبوج: 1- رقص باله سلطنتي كامبوج، 2- نوعي تئاتر سايه‌اي، بلغارستان: نوعي رقص سنتي مذهبي و آوازهاي چند صدايي كه هنوز توسط زنان مسن برگزار مي‌شود، برزيل: 1- موسيقي، رقص و شعر Samba de Roda كه در منطقه Recôncavo برگزار مي‌شود، 2- نوعي سيستم ارتباطي، هنر و بيان گرافيكي و شفاهي كه توسط قبيله‌اي به نام Wajapi اجرا مي‌شود، بوليوي: 1- كارناول شهر Oruro، 2- مراسم آييني، مذهبي و اسطوره‌اي بخشي از مردم بوليوي، بوتان: رقص مقدس كه در آن رقصندگان صورتك به صورت مي‌گذارند، بنين: ميراث شفاهي مراسم تكريم و ستايش (به همراه نيجريه و توگو)، بليز: زبان، رقص و موسيقي مردم سواحل آتلانتيك (به همراه گواتمالا، هندوراس، نيكاراگوئه)، بلژيك: 1- كارناول شهر Binche، 2- سرودهاي دسته جمعي سنتي به همراه پيكرك‌هايي از غول‌ها و اژدها‌ (به همراه فرانسه)، بنگلادش: آواز خنياگراني كه به نام Baul مشهورند، آذربايجان: فرم موسيقي سنتي آذربايجان به نام مقام آذربايجاني، ارمنستان: قره‌ني (آلت موسيقي) ارمني كه به نام duduk مشهور است به همراه موسيقي آن، الجزاير: يك نوع مراسم همراه با موسيقي و رقص و آواز كه در منطقه Gourara برگزار مي‌شود، آلباني: موسيقي سنتي چند صدايي آلبانيايي.

+ نوشته شده توسط قدير افروند در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 11:27 |

      چهارشنبه 2 هفته پیش در نشست ابوظبی کارشناسان یونسکو" تانگو" رقص سنتی امریکای لاتین در فهرست میراث معنوی جهان قرار گرفت. این خبر دومین خبر خوشحال کننده ملی برای آرژانتینی ها در همین یکماهه اخیر بعد از خبر میزبانی 2016 آن کشور برای" المپیک" دوستی ملل بود که یکبار دیگر خوشحالی بی حد و حصری برای آنان به ارمغان آورد. بنظر امسال آرژانتینی ها جدا" روی مدار شانس قرار گرفته اند.خدا رو چه دیدی شاید خبر بعدی که از آرژانتینی ها می شنوید قهرمانی در جام جهانی آتی فوتبال یا .... باشد! و... . نکته جالب در این خصوص همزمانی خبر با گردهمایی سالانه عشاق تانگو در بوئنوس آیرس بود.

          تانگو رقصی پرطرفدار در جهان است که به صورت دو به دو "زن و مرد"انجام می شود.این رقص با موسیقی سنتی  مهیج و نبز شعر و آوازخوانندگانی متبحر و باسبک و سیاق بسیار جذابی همراه است. رقص تانگو به دو صورت 1- تانگو با آغوش بسته: که در این حالت دو رقصنده بسیار نزدیک به هم -سینه یا کمر با هم تماس دارد-با دستی دور گردن و دست دیگر دردست همراه  به آرامی و میل موسیقی میرقصند.2- تانگو با آغوش باز: که با هیجان و تحرک بیشتری انجام می شود و رقصنده زن گاه با حرکات سریع رقصنده مرد بصورت آکروباتیک برفراز دست و شانه وی قرار میگیرد وحاضران را شور و هیجان غیر قابل وصفی می بخشد.

یونسکو دربخشی از بیانیه ثبت جهانی این پدیده فرهنگی – هنری سنتی آرژانتینی ها آورده است: 

 "تانگو تنوع و گوناگونی و گفتگوی فرهنگی را در ذات خود دارد و این رفتار را تشویق می کند..."

+ نوشته شده توسط قدير افروند در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 7:6 |

اخیرا" علوم انسانی در ایران به شدت مورد هجمه قرار گرفته است.دانشی که ایرانیان معاصر  و نیز غربیان به شدت به آن مدیونند.ایرانیان پیشتاز دانش انسانشناسی و علوم انسانی اند.دیدگاه های عمیق و فلسفی زردشتیان و مکاتب دینی و فکری پس از آن تا آغاز اسلام و سپس جراحی های گسترده عرفا و متکلمین اسلامی در باره ماهیت جهان و انسان و غایت هر دو سرمایه و پشتوانه وزینی برای اندیشه های اندیشمندان غرب و شرق بوده است و این امری انکار ناپذیر است.

بی شک علوم انسانی است که همچون چراغی روشنگر راه انسانها و دریابنده راه درست از نادرست و حق از ناحق است.

اگر چه ۲-۳ میلیون دانشجوی علوم انسانی ایران فرصت اشتغال لازم و شایسته  را خاصه در شرایط فعلی مملکت از خود خواهند گرفت ولی فهم و درک متفاوت و بالای آنها برای ساختن جامعه ای روشن و آگاه و دموکراتیک سرمایه ای ارزشمند است. مدیریت مملکت فهم علوم انسانی کافی مدیرانش را می طلبد و توفیق واقعی - نه کاذب و تصنعی - آنان در اداره مملکت بستر آماده ای از فهم و شعور بالای  مردمانش را نیاز دارد که این مهم در امروز ایران بیش از هر زمانی یافت می شود.بله! اگر منظور از نفی علوم انسانی حذف فهم و شعور و انتخاب آزادانه و آزادگی مردم باشد که آنها قلب ادراک و شعور مردم را نشانه گرفته اند.... .واقعیت این است که بخش تاریک علوم انسانی ما در طول تاریخ جعلیات و خرافاتی است که در طول ۱۰۰۰ ساله اخیر وارد میراث ایرانی ما شده و باقی تلاش احترام برانگیز و پرثمری بوده است.

علوم انسانی یعنی اندیشه و فرهنگ بشر و تجربه و تاریخ ثابت کرده که بشر فارغ از قبض و بسط حکومت ها راه سعادت و نجات خود را در خواهد یافت.

بنظر حاکمیت ایرانی نگران از تکرار تجربه رنسانس غرب است حال آنکه هیچکسی نمی تواند گالیله های عصر خود و اندیشه های حقیقت جو و برحق را نفی کند و "عاقبت حق پیروز است".

+ نوشته شده توسط قدير افروند در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 و ساعت 14:21 |

در جنوب شهر شوشتر روستای گامیش آباد که امروزه به شهرک اندیشه تغییر نام پیدا کرده است قرار گرفته. در مجاورت روستا ودر محوطه گورستان تاریخی آن بنایی کوچک و -به اصطلاح محلی ها-گنبددار واقع شده که به قدمگاه امام رضا(-دیمی) شهرت یافته است.اخیرا " که برای کاری به شوشتر رفته بودم با این گورستان و قدمگاه مواجه شدم.نکات جالب توجه در ارتباط با این بنا را به شرح زیر برای شما خواننده و علاقمند به موضوع می نویسم:

۱- در گوشه ای از بام این بنا عنصری مناره مانند که محلی ها به آن گنبد می گویند قرار دارد.البته این المان به سنت معماری حوزستان بصورت مضرس شکل گرفته.این بنا تاکنون در فهرست آثار ملی ایران قرار نگرفته و از ظواهر چنین به نظر می رسد که اداره میراث فرهنگی شوشتر یا بی اطلاع ازآن -که بعید است-و یا چندان نظارت و حمایت بر آن ندارد.دلیل این ادعا ترک و شکافی است که درپایه مناره/گنبد آن ایجاد شده و بزودی آن را در معرض تهدید جدی قرار می دهد.و دیگر اینکه داخل بنا و نیز ظواهر بنا هیچ شباهتی به یک "قدمگاه" امام رضا با آن همه ملک و املاک و دارایی که در خراسان و سایر نقاط ایران و جهان دارد نداردوکاملا" متروک و... است.

۲- نکته تکان دهنده ادعای یکی از اهالی آنجا بود که اینجانب را در بازدید از قدمگاه همراهی می کرد. و آن اینکه میگفت بسیاری از اهالی گامیش آباد برای تامین ملزومات زندگی ناچار از فروش کلیه می باشند!!! و ایشان چند نفر از اهالی را سراغ داشت که پیگیری مشکلات شان در ارگان های دولتی مثل فرمانداری و .... نتیجه ای نداشته و ناگزیر تن به این کار تاثربار داده اند!!!!!!!!!۱ وامصیبتا که بقول معروف دوره آخرالزمان است! که در استانی که نفت و گاز از جای جای آن در فوران است و پشتوانه تمام تولیدات و واردات و ... این مملکت است مردمانش برای گذران زندگی شان باید "کلیه" بفروشند!!!!!!!!!!! امام زمان که-دسترسی به ایشان نیست!- بماند! امام رضا در مشهد خودمان چطور چنین ظلمی را تحمل می کند؟!!!

+ نوشته شده توسط قدير افروند در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت 13:40 |